رشيد الدين فضل الله همدانى

45

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى )

عفونت و رج ايشان حيض زنان باشد ، و همواره شاه چينى ( 1 ) جوشانيده و پست جو خورند . و ديگر مملكتى هست [ كه آن را ] ديوگير ( 2 ) گويند بر خشكى به سرحدّ ولايت معبر ( 3 ) پيوسته است ، و دايما پادشاه آنجا با پادشاه معبر ، ديور ( 4 ) در منازعت و مخاصمت باشد ، و دار الملك آنجا دور و سمندورست ( 5 ) . [ و ] ديگر ولايتى بزرگ هست كه آن را قندهار ( 6 ) گويند ، مغول آن را قراجانگ ( 7 ) مىخوانند ، و ايشان از هند و ختاى ( 8 ) متولّد شده‌اند . به ايّام دولت قوبلاى قاآن ( 9 ) مسخّر مغول شد . يك حدّ او با ولايت تبّت ( 10 ) است و يك حدّ با ولايت ختاى ( 11 ) و حدّى با ديار هند . و حكما [ ى هند ] گفته‌اند كه اهل سه چيز به سه [ چيز ] منسوب است : ملك هند به لشكر بسيار ، و مملكت قندهار به فيل بىشمار ، و مملكت ترك به اسپان فراوان .